خرید بک لینک

ﭼﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫـﺎ
ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣَـﻦ
و ﺩﯾﮕﺮ ﻧـﺪﺍﺭﻡ .. !


اخوان_ثالث

برچسب: نگرانی, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

امشب دلم خیلی گرفته خیلییی زیاداین اتفاق ناباورانه حالمو خیلی بد کرده، ازش پرسیدم حالتون؟ گفت خوبم، اما من خیلی بدبودم، مطئنم اونم خوب نبود، اما گفت خوبم، بعدش ی کم حرف زدیم، حالم خوب نشد، دلم بیشتر گرفت خداحافظی نکردم، فقط گفتم شبتون آروم بعدش نمیدونم چی شد، گریه کردم خیلی آخه حقش این نبود من همیشه ازاینکه خوشبخته خوشحال بودم، ی جور ایی خیالم راحت بود اما حالا اون احساس خوشبختی نمیکنه، ولی ولی من یقین دارم اتفاقی که در شرف وقوعه به نفعشه، چون از خدا خیرشو خواستم، پس هرچی پیش بیاد خیر و صلاحش همونه...

برچسب: سنگین, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

داریم به ماه اسفند نزدیک میشیم

به ۱۰ اسفند

به میلاد من

پیشاپیش تولدم مبارک،

امسال منتظر اتفاقهای خوبم، خوشحالم که ۹۵ داره تموم میشه، شاید با رفتنش تنش های زندگی ام تمام شود.

برچسب: ماه, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

الهی نگاهی .....

برچسب: حالمان,سامان,بخش, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

امروز باتوکل به خدا و امید به آینده ،قالب وبلاگ را عاشقانه کردم تا بزودی از خبرهای خوب و سامان یافتن زندگی ام درکنار کسیکه دوستم می دارد و دوستش می دارم بنویسم.

به یاری پروردگار

برچسب: قالب,جدید, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

مردها تشنه روز مرد نیستند...مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند ، مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی ، مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده ، مرد برای مبارزه آمده ،برای جهاد ، برای سماجت ، برای جنگ با غول زندگانی ، برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده ، برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده ، برای شکسته شدن غرورش آمده...همینکه تبسم را بر لب زنش ببیند ، همینکه لبخند را برچهره دخترش ببیند ،همینکه پسرش بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد ، همینکه خواهرش بتواند به او تکیه کند و مادرش با او درد دل کن

برچسب: روز,پدر, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

سالها .......

در پیله خودم میلولیدم

و مرا هراسی بود

از تغییر ......

از نو شدن

آرام و ناخواسته پرت شدم

در آغوش توکل

و من در پیله تنهایی خود .................

به امید پروانه شدن

به انتظار بهار نشسته ام.................................

برچسب: تولدی,دوباره, نویسنده: رها احمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:40

صفحه بندی